محمد مهدى ملايرى
129
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
سبب ترجمهء يك كتاب نجومى بلكه به علت ترجمه كتابى است در نوع ديگرى از معارف عصر كه بعدا دربارهء آن گفتوگو خواهيم كرد . ابن المقفع و ترجمههايش ابن مقفع كه ابن النديم وى را در سرلوحه اين صورت قرار داده ، و در واقع شايسته چنين مقامى هم هست ، در ادبيات عربى و اسلامى شهرتى بهسزا دارد . شهرت وى نه تنها به سبب فصاحت و بلاغت وى در زبان عربى است ، بلكه هم بر اثر سخندانى و نويسندگى او و هم بدان جهت است كه قديمترين كتبى كه به زبان عربى تدوين شده و در تمام دورههاى تاريخى ادبيات عرب از آثار ادبى نفيس اين زبان بهشمار مىرفته و هنوز هم پس از گذشتن سيزده قرن براى نوآموزان زبان عربى از كتابهاى درسى و اساسى شمرده مىشوند ، يعنى كتاب كليله و دمنه ، و الاداب الكبير ، و الادب الصغير از آثارى هستند كه وى از زبان فارسى برگردانده و به اين خوبى و آراستگى به زبان عربى درآورده ، و به همين سبب در تمام دورهها نام وى زبانزد اهل علم و فضل و همه اديبان و ادبآموزان بوده است . آنچه در شرح حال وى معروف است اين است كه نام فارسى وى روزبه و نام عربى او عبد الله و كنيهاش پيش از آنكه اسلام آورد ابو عمر و پس از اسلام ابو محمد بوده . و پدرش را دادويه « 1 » يا دادگشسب نوشتهاند . نام مبارك كه در زمان ولايت حجاج بر عراق ( بين 75 و 95 هجرى ) كارگزار خراج فارس بوده و شهرت مقفع هم يادگار همين كارگزارى است ، ظاهرا نامى بوده است كه عربها دادويه يا شايد هم پدر او را به اين نام مىخواندهاند زيرا نوشتهاند كه حجاج در اثر اختلافى كه در حساب او پنداشته او را آنقدر زده كه دستش فلج يا متشنج شده .
--> ( 1 ) . مسكويه نام ابن مقفع را داذبه و نام پدرش را داذجشنس نوشته است . ( الحكمة الخالدة ، ص 293 ) و در تاج العروس در ماده قفع ، در نام او بين روزبه و داذبه ترديد شده ولى نام پدرش در آنجا هم داذجشنس است .